دیر و دور

طبقه بندی موضوعی

هجومِ زخمِ تو را نمی کِشد تنِ من

پنجشنبه, ۲۲ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۵۲ ب.ظ

 بالای شیشه ترک خورده بود. از همان قسمتِ ترک خورده بلندش کردم. شکست. همه جا را آب گرفت. ماهی ها کف زمین بال بال می زدند. یک تکه شیشه ی بزرگ فرو رفته بود توی بندِ پایینیِ انگشتِ دومیِ دست راستم. کشیدمش بیرون. یک نقطه بود اما یک کف دست ازش خون آمد. وسط آن خانه خرابی جای گریه زاری نبود. خودم بودم و کتابفروشی و کتاب های نم گرفته و لپ تاپ و پرینتر آب گرفته و کلی سنگ ریزه کف مغازه. دستم را مشت کردم و دورش را تا توانستم دستمال پیچیدم. یا علی گفتم، کمر راست کردم و همه جا را پاک کردم، خشک کردم، آویزان کردم، دستمال کشیدم، خالی کردم و دور ریختم. وسط آن خانه خرابی جای گریه زاری نبود. گریه زاری مال الان است که بیست سی روز از آن اتفاق می گذرد، انگشت می کشم روی جای جوش خورده ی زخم و فشار می دهم، درد شیهه می کشد، دلم دود می کند و انگشتم تا بالا بی حس می شود.

ازش پرسیدم آن تو چیزی جا مانده؟ گفت احتمالا. گفتم راهی هست که درش بیاوری؟ گفت باید بشکافیمش، دور و برش را باز کنیم و آن تو را بگردیم دنبال تکه شیشه و بکشیمش بیرون ... گفتم تحملش را ندارم، باهاش زندگی می کنم ...

پ.ن:

جای نبودنش جوش خورده اما تکه های ریز «او» هنوز آن تو گیر کرده اند. گاهی وقتی دست می کشم روی خاطرات، درد شیهه می کشد، عرق سرد می نشیند روی پیشانیم، دلم دود می کند ...

  • رضا پیران

نظرات (۵)

قسمت اول که داستان بود! نه؟
کتابفروشی که سر جاش مونده؟!
پاسخ:
نه واقعا همین جوری شد :) اما آره سرِ جاش مونده. سالم و سرحال
سلام و ارادت

شما اینستا نداری؟ 
پاسخ:
سلام و ارادت. من نه، اما کتابفروشی من چرا : 
ketabedastan.shiraz
  • درخت بلوط
  • شاید ارتباطش با عصاره ی کلامتون کم باشه ولی:
    یه روز قبل از کنکور یاس یه شیشه توی اشپزخونه شکست و رفت توی بیخ انگشت پاش و در اومد و بعدش کلی خون اومد و بعد زخمش جوش خورد. از اون موقع هی یاس میگفت جای زخمش درد داره‌. هی منم هی نگاهش میکردم و دست میزدم میدیدم هیچی نیست .میگفتم لابد بافت نرمش اسیب دیده‌. تاندون ها و اینا که بریده شده و خوب شده بافت اضافه اورده و داره به عصب فشار میاره. و از این دست داستانها
    درست یک سال بعد از اون قضیه نمیدونم چطور ولی دوباره انگشت پاش زخم شد و همینطور که داشت دستکاری اش میکرد دیدیم بعله. یه شیشه داره ازش میاد بیرون.

    پاسخ:
    پس باید دعا کنم دوباره همون جا زخم بشه بلکم بیاد بیرون ... بعیده بتونم با پای خودم برم که بشکافن و بگردن و در بیارن
  • درخت بلوط
  • اره دیگه متاسفانه شیشه هم مثل "او" میمونه.‌ نه از بیرون پوست چیزی معلومه و نه توی عکس رادیولوژی. فقط همون درده که میگه که هنوز یه تیکه اونجا جا مونده
    بنویسین....خواننده ی خاموش فقط لذت میبرد از این همه رقص قلم...
    پاسخ:
    رقص قلم، لذت، خواننده ی خاموش ... گرفتارِ این هر سه ای، که از هر سه فرار میکنه منم.

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی