دیر و دور

چسبیده به اینجام!

پنجشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۴، ۱۲:۱۰ ق.ظ
همین روزهاست که بار و بنه جمع کنم، بکَنَم، بروم گوشه ی کم سر و صدا تری. گوش هام، گوش هام عیب کرده آقای دکتر. تجویز کن که گیر بهانه های زندگی هم نمانم. که بگویم دکتر تشخیص داده. بی خیال این که تو چیزی نمی بینی. یک بار هم تو به من اعتماد کن. ببین، گوش میانی چرخ خورده توی حلزونی. کنار حلزونی هم یک وجب خاک سرد ریخته. بوی سگ می دهد لاکردار. بوق بوق بوق بوق ...
  • رضا پیران

نظرات (۷)

قایقی خواهم ساخت...

من نمی دانم چه چیزی پای بندم کرده است
کوه اگر پا داشت،تا حالا از اینجا رفته بود...
اِی دآد بیدآد ..
  • واقعیت سوسک زده
  • شما تمام مدت اینجا بودین ؟!

    تا کی ننوشتن؟!
  • محمد مهدی
  • خیلی خر گاوی رضای بیشعور احمق کثافت! عوضی! این همه مدت اینجایی نباید به آدم بگی؟ برو بمیر!!!
  • میلیونر زاغه نشین
  • بنویسید دیگه.. نوشته هاتون خیلى ها رو آروم مى کنه. باعث لبخند زدن خیلى ها مى شه. بنویسید!
    + راستى کار رادیوتون رو دنبال نمى کنید دیگه؟

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی