دیر و دور

فریاد که از شش جهتم راه ببستند

پنجشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۵، ۰۲:۰۸ ق.ظ

گره انداخته‌ام به ابروهام. بی دلیل. می‌آیی انگشت می‌گذاری و گره گره باز می‌کنی اخم‌هام را. بعد کنار لبم را می‌گیری و می‌کشی تا وسط صورتم. انگشتت را که بر می‌داری عین احمق‌ها شده‌ام، خنده‌ات می‌گیرد از لبخندی که با انگشت‌هات روی صورتم ساخته‌ای. خنده‌ام می گیرد از خنده‌ات. می‌خندیم. بی‌خیال و رها. من وسطِ خنده، خیره می‌شوم به چشم‌های سیاه‌ت. تو وسطِ خنده، ناز می‌اندازی به ابروهایت. یکی در میان بالا و پایینشان می‌بری. کاری که من بلد نیستم. کاری که تو خوب بلدی. من به این فکر می‌کنم که چم بود؟ چرا ناراحت بودم؟ چی شد که خوشحال شدم؟ تو به این فکر می‌کنی که مردها عین بچه‌ها لوسند. بعد توی دلت ریز ریز می‌خندی. عمیق نفس می‌کشم و می‌گذارم بوی موهات همه‌ی ریه‌ام را پر کند. آهسته می‌گویی آرام شدی؟ می‌گویم بله بانو. لبخند می‌زنی. انگار که از یک مأموریت حساس خلاص شده باشی ...

سرد و خاکستری نشسته بودم گوشه‌ی زندگی و خودم را با عقل ناقصم سرگرم کرده بودم که با خنده آمدی و یک تکه دل تعارفم کردی. با بی‌میلی گرفتم ازت. زورکی لبخند زدم. فهمیدی. به روی خودت نیاوردی. دوباره خندیدی و این بار صدای خنده‌ات همه‌ی زندگی‌ام را پر کرد. سرخ و زرد و آبی و صورتی برداشتی همه‌ی ساعت‌هایم را رنگی رنگی کردی. کنار ثانیه‌های خسته‌ام نشستی و شکلک درآوردی. تو ساده‌ای. نجیبی. عین آب. عین نسیم. عین درخت چنار. تو ساده‌ای عین صبح‌های زود. عین نیمه‌های شب. عین صدای خُروپُف مادربزرگ‌ها. تو ساده‌ای، زلالی، سفیدی ... عین خدا ... عین خدا که خیلی دوستش دارم :)

پ.ن:

یک: به اندازه‌ی قامتم لباسی دوخته از جنس حریرِ لطیفِ آرامش. ناتوانم از شکر این همه نعمتش به بنده‌ی نمک به حرامی که منم. ناتوانم و پر از خجالت.

دو: پر از حرفم از این روزها، پر از کلمه‌ام و می‌دانم روزی تمام این کلمات بیرون می‌ریزند.

سه: ازدواج کرده‌ام :) چند ماهی می‌شود. چند روز دیگر عقد دائم و چند ماه دیگر عروسی و چند سال دیگر زندگی؟ خدایا، ختم عمر بی‌برکت ما را، به اتفاق، ختم به شهادت بفرما.

چهار: دعا. دعا. دعا. فی المجلس یک صلوات با اخلاص.

پنج: باران می‌بارید. نم نم. زیر سایه‌ی شاهچراغ محرم شدیم. قرآن باز کردم. صفحه ی 313 آمد. گفت بار دیگر به تو لطف کردیم. بغضم ترکید. های های. آدم‌ها چپ چپ نگاه می‌کردند.

شش: ازدواج کنید. گیر بهانه نباشید. دنبال هم سر و سفر خوب باشید اما گیر بهانه نباشید. هدف های بزرگ‌تری هست. بهانه‌های عظیم‌تری هست برای نادیده گرفتن کج و راستی که تصور می‌کنید طرف مقابلتان دارد و هیچ‌وقت انصاف نمی‌دهید که خودتان بیش از او کجید و صاف کاری نیاز دارید. انصاف داشته باشید. توکل کنید و ازدواج کنید.

هفت: حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست / که آشنا سخن آشنا نگه دارد ... علی مددی

  • رضا پیران

نظرات (۲۲)

شکر خدا
مبارکتون باشه
خیلى خوشحال شدم.
پاسخ:
باید از خط اول کامنتتون روزی صد بار بنویسم بلکم یادم نره ( که نمی نویسم و یادم میره و امان از آدمیزاد بی معرفت )

سلامت باشید. ان شااالله روزی همه ی پا به سن ازدواج گذاشته ها :)
  • ...:: بخاری ::...
  • واااااااااااااااای بهنرین خبر این روزهام بود!
    با برکت باشه ان شالله :)
    پاسخ:
    :) ممنون. خجالتم از این همه الفِ ذوق و خوشحالی که کاری نمی تونم بکنم جز تشکر. ان شاالله، ان شاالله و ان شالله، برکت زندگی ما گره خورده به فعل ما. بالقوه ست. به چشم دیده م که بالقوه ست لطف خدا به ما. زمینه برای زندگی پر برکت از قبل آماده شده اگر بخوایم ( که نمی خوایم و همت مون کمه و بهانه مون زیاد )
  • شقایق رمضان پور
  • مبارک باشه:)
    پاسخ:
    ممنون. سلامت باشید
    مبارک باشه
    ایشالا خوشبخت بشید:-))
    پاسخ:
    ممنون. ان شاالله
    به به چه خبر خوبی :) 
    بهار بانو واقعی شد پس :) 
    خیلی مبارک باشه خوشبخت و عاقبت بخیر باشین ان شاءالله 
    پاسخ:
    بهار بانو واقعی بود، شاید عینیت پیدا کرده :)
    عاقبت بخیر ... ان شاالله. ممنون از دعای خیرتون
  • عطیه میرزاامیری
  • چه خوشحال کننده
    چ نود و قلبی برای شما شد این سال
    خوشبخت بشید
    پاسخ:
    نود و قلب. خوب بود :)
    جمله ی آخرتون هم خوب بود. "خوشبخت بشید" این جمله ی دستوری، یک خواستن و حرکت کردن و رسیدنی درش مخفی شده. همین طوره. به اختیاره. به تلاشه. به همته. باید خوشبخت شد.
  • پلڪــــ شیشـہ اے
  • چه خبر مسرت بخشی
    ان شاءالله همدیگر را بهشتی کنید.

    پاسخ:
    ان شاالله. دعای خیلی قشنگی بود. ممنون
    چقدر خوب و چقدر خوشحال کننده. لبخند.
    ایشالله به حقِ عظمت خداوند، ازدواج پر خیر و برکتی بشه. اونقدر که همه ازش نصیب ببرند و دعاتون کنند. ایشالله هر دو محکم تو راهِ خداوند، برید جلو. به کوریِ چشمِ تاریکی، که نمی خواد عاقبت بخیری جوان های ما رو ببینه.
    پاسخ:
    به کوری چشمِ تاریکی ...
     ممنونم. ان شاالله
    آخـــی^_^
    چقدر خوشحال شدم
    خیییلی مبارکتون باشه
    ان شاالله اون کسی که زیر سایه ش محرم شدید ضامن خوشبختی تون باشه و هرروز لطف شامل حالتون بشه :)
    پاسخ:
    :)
    زنده باشید. ممنون. ان شاالله.
    برای ما یکی از آخرین خبر های خوبِ 94 بود :)

    ان شالله لحظه به لحظه ی زندگیتون پر از خوشبختی و برکت باشه . از الان تا خودِ خودِ بهشت.
    پاسخ:
    جدی؟ کلاغ ها؟

    ان شاالله. شما هم. از الان تا خودِ خودِ خدا. به بهشت رضایت ندید
    ^___^
    یکی از بهترین پست های هر بلاگری از دید من، اینه که بیاد پست بزنه ازدواج کرده:) خیلی خوبه.
    روزهای با هم بودنتون رنگارنگ تر بشه روز به روز :)
    پاسخ:
    ممنون. امیدوارم به زودی همه ی بلاگرهای پا به سن ازدواج گذاشته این پست رو بزنن.
    الحمدلله
    و همین!
    پاسخ:
    الحمدلله
  • مهرداد ارسنجانی
  • مبارک باشه رضای پیرانِ عزیز.
    امیدوارم خدایت تحویلت بگیره.
    پاسخ:
    سلامت باشی. ایشالا روزی شما :) تحویل گرفته یقینا، شرمنده م که چرا من رو سیاهو تحویل گرفته اما شما دعا کن نمکدون نشکنم
    خدای مهربون.. 
    پس بلاخره رسید 

    به شما خیلی میاد.. 

    :)

    با هم خوشحال باشید.. دنیا دنیا

    خدا براتون قشنگ قشنگاشو بخواد



    پاسخ:
    بالاخره رسید. ان شاالله. ممنون

    چه عالی!

    عقدی ک در محضر شاهچراغ باشه و زیر بارون و با اون آیه دلچسب تون، حتما مبارکه به لطف خدا.

    خدا حافظ عشق های پاک باشه!

    پاسخ:
    ممنون
    الحمدلله...

    عاقبت بخیر بشید به حق حضرت زهرا :)

    خیلی خوشحال شدیم...خانوادگی :) :)


    پاسخ:
    الحمدلله. خیلی خیلی ممنون. سلام خانواده رو هم برسونید
    اول از همه تبریک برای ازدواجتان!دوم از همه چرا اسم وبلاگ من به وبلاگ شما خیلی خیلی شبیه است؟ینی میشود بگویید چه فکری کردید که این اسم را گذاشتید؟راستش برایم خیلی خیلی جالب است!:)
    پاسخ:
    اول از همه ممنونم و دوم، برای من هم جالب بود. خیلی سال می شود که اسم وبلاگ من دیر و دور است. قبلا بلاگ فا بود و حالا بیان. حس خوبی دارد دیر و دور بودن ... به حس و حالم نزدیک بود این اسم. این که خودت را دور ببینی، این که خودت را دیر ببینی. ان الراحل الیک قریب المسافه ... این اسم یک جور حسرت دارد، یک جور خستگی ... بعد ها یک جایی از اشعار فاضل شبیه این اسم را دیدم. همان جا هم تعجب کردم.
    من وقتی داشتم این اسمو برا وبلاگم انتخاب میکردم به این فکر کردم وقتی دیر باشه،دور هم باشه،دیگه کاری از دست ادم ساخته نیست!ینی ته ته تهش!
    بهترین کتابی که میشه برای روز مرد به یه مرد هدیه کرد به نظرتون چیه؟ (تیپ فکری خودتون، منتهی اهل داستان و رمان و این ها نیستند، مگر داستان های مربوط به شهدا و اینچنین.)
    پاسخ:
    مردی در تبعید ابدی نادر ابراهیمی اگر کمی کتابخون هستن. بر جاده های آبی سرخ از نادر ابراهیمی اگر کمی بیشتر کتاب خون هستن. اگه خیلی کم کتاب خون هستن ابن مشغله ی نادر ابراهیمی. اگر متأهل هستن و کمی کتابخونن، یک عاشقانه ی آرام نادر ابراهیمی. اگر ازدواج کرده ن و جوانن کتاب خانواده انتشارات صهبا. اگر مجرد هستن و در آستانه ی ازدواجن کتاب مطلع مهر دکتر بانکی پور یا مجموعه کتاب نیمه ی دیگرم از حاج آقا عباسی ولدی. اگر اهل فکرن و دغدغه ی انقلاب اسلامی دارن کتاب استراتژی انتظار شفیعی سروستانی. اگر خیلی دوسشون دارید دی وی دی تنها مسیر پناهیان که چهل جلسه هست و مطمئنم کیف میکنن و مسیر زندگی شون کمی تغییر می کنه و جدی تر می شه نگاهشون به زندگی و ... کتاب صوتی یک عاشقانه ی آرام با صدای پیام دهکردی هم کولاکه، کولاک. کتاب نه آبی نه خاکی از علی موذنی هم عالیه (با توجه به این که دفاع مقدس خون هستن)
    ایشان متاهل، دارای دغدغه انقلاب، 24 ساله، اگر وقت کنند کمی تا قسمتی کتابخوان

    بسیار ممنونم از راهنمایی ارزشمندتان.
    الهی زیر سایه مادر سادات عاقبت بخیر شید رضا جانم!!!


    نامه‌ای را هدهد آورده‌ست آغازش تویی

    از سلیمان است بسم الله الرحمن الرحیم

    ای لبانت محیی الاموات لبخندی بزن

    مردن آسان است بسم الله الرحمن الرحیم
    پاسخ:
    دانیال، دانیال عزیز :)
    ممنون داداش جون
    به قول کاشانیا: زن رفتی...:) مبارک باشه...:)

    پاسخ:
    :) سلامت باشی آل مجم. ان شاالله به تن شمام بشینه این لباس :)

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی