دیر و دور

اول تو قطع کن!

چهارشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۵:۴۶ ب.ظ

نمی دونم چی شد که این شکاف افتاد بینمون. یعنی حدس می زنم اما خب منطقی نیست. از یه تلفن شروع شد. کی باورش می شه؟ یعنی امواج تلفن این همه قویه؟ تو تلویزیون نشون می داد که با امواج تلفن یه تخم مرغ رو آب پز می کردن. شاید مغز اونم آب پز شده. شاید یه گوشه هایی از خاطراتش آب پز شده. کی فکرشو می کرد اون تَرَک ساده تبدیل بشه به یه شکافِ عمیق؟ اوایل فقط یه خط بود. افتاده بود بینمون و تکون نمی خورد. نه من می تونستم برم اون ورِ خط، نه اون میومد. خداییش یه بار هم پاشو گذاشت این ورِ خط اما زود پا پس کشید. گفتم بیا، گفت می خوام بیام اما با دلم چیکار کنم؟ دیگه هیچی نگفتم. نگفتم دلت مال منه. نگفتم اون جوری که تو دلت رو بغل کردی من حسودیم میشه. نگفتم دل بده به دلم. نگفتم چهار صباح دیگه تو می مونی و حسرت به دل. هیچی نگفتم اما نشستم اون بر خط - عوضِ اینکه برم پیِ خوشی - با نیشِ باز زل زدم به چشماش. می خندید اما نه مثل همیشه. ادا بود. منم خسته شدم. دیگه نخندیدم. پاری وقتی فقط آه می کشیدم. یه روز دیدم گریه می کنه. بلند شدم برم سمتش دیدم از این جا که من نشسته م تا اونجا که اون گریه می کنه یه شکاف افتاده به ایـــــــــــــــن عمق! نمی دونم چی شد که این شکاف افتاد بینمون. با یه تلفن؟ کی باورش می شه؟

  • رضا پیران

نظرات (۴)

قلم روان و خوبی دارید 
تولد امام سجاد و حضرت ابوالفضل رو بهتون تبریک می گم 
پاسخ:
ممنون. منم به شما تبریک می گم اعیاد رو
شایدشماهرگز تلاش نکردید برید اون ور خط که شکاف اینقدر عمیق شد
پاسخ:
شاید ...
عاقبت بهاربانوچیشد?در موردش دیگه نمیگید
پاسخ:
عاقبت هر کسی رو خدا می دونه، ان شاالله که ختم به خیر بشه. چرا می گم
راسته که عشق با وصل تموم میشه؟
پاسخ:
من گزینه ی مناسبی برای جواب دادن به این سوال نیستم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی