دیر و دور

کاش یک روز برق برود و پشت سرش را هم نگاه نکند

جمعه, ۳۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۳۱ ق.ظ

گاهی، هر قدر هم تلاش کنی، درک نمی کنی. نمی فهمی چرا آقای فلانی باید این همه وقیح باشد. نمی فهمی این شدت کینه از کجای این هفتاد و چند کیلو می آید. نمی فهمی خانم فلانی چرا این همه مرد است. یا آقای فلانی چرا این همه زن است. نمی فهمی چرا این همه آدم، آدم نیستند. روزگار عریانی شده. این که می گویم هر قدر تلاش کنی، درک نمی کنی آدم ها را، از این جهت نیست که آدم ها عمق پیدا کرده اند و پیچیده شده اند. کاملا برعکس. لحظه ها عریان شده اند، هیچ راز و رمزی نمانده. همه ی راز و رمز ها، همه ی پیچیدگی ها، همه ی ناشناخته هایی که باید شکوفا می شدند و عطر راز آلودِ خالقشان همه ی دنیا را پر می کرد، فدای زندگی در عصر ارتباطات و اطلاعات شده اند. ارتباطاتِ سطحیِ آدم هایِ سطحی.

پی نوشت:

بعد خودت را می بینی اسیر همین ارتباطاتِ سطحی، بعد خودت را می بینی بسیار کم عمق. بعد از خودت، از این زندگی، از این دنیای پر از سیم، از این همه صفر و یک که تا خرخره ات را پر کرده و تو زنده ای بدون اینکه بتوانی نفس بکشی، بی زار می شوی.

  • رضا پیران

نظرات (۳)

سلام
جانا سخن از زبان ما میگویی ! واقعا کاش میشد تموم بشه این کابوس عصر تکنولوژی و ارتباطات!
عصر ارتباطات دروغی بیش نیست!
اقتضائات آخرالزمانه دیگه!ولی خداییش خیلی سخته بخوای از سیم کشی استفاده نکنی!

  • شاهزاده شب
  • آره واقعا...

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی