دیر و دور

پا نوشت عق زدن پست قبل

شنبه, ۶ آذر ۱۳۹۵، ۰۳:۱۲ ب.ظ

بیابانی بودن و محکوم شدن به زندگی توی شهر درد داره. گاهی وقتی دردش بالا می گیره. عین این که شاعر باشید و نتونید شعر بگید. اونم درد داره. خیابونای شهر رو نیمه شب قدم زدن، از تک و توک در و دیوار کاه گلی شهر عکس انداختن، بو کردن درختای خیابون ارم، کوه رفتن و داد زدن ... همه ی تلاش های مسخره و خنده داری که می کنم برای فراموش کردن اون درد مُسکّنه. مُسکّن ها بعد از مصرف زیاد بی اثر می شن ... بعد شما می مونید و دردتون که بیشتر شده، قوی تر شده، خانه مان سوز تر شده، بنیاد برکن تر شده ...

  • رضا پیران