دیر و دور

از سر بی‌چاره‌گی

چهارشنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۵۱ ب.ظ

این‌که تو مرا خر فرض می‌کنی آن‌قدر دردناک نیست که خودم، خودم را به خریت می‌زنم!

  • رضا پیران

نظرات (۵)

هوم
منو آقامون هستیم اینها
هی منو خر فرض میکنه
منم پیش خودم میگم خر باش
آفرین
:-) :-):-):-):-)
پاسخ:
:)
بسم الله
سلام الله علیک
مطلب برام خیلی غریب اومد ، آخه اصولا وقتی یه همچین نسخه ای برا خودم بنویسم از تحققش دردم نمیاد چون خودم خواستم این مدلی فرض بشم و اتفاقا اونجایی که ناخواسته من و با ایشون اشتباه میگیرن دردناکتره برام .

پاسخ:
سلام الله حضرت ارمیا. آنچنان هم غریب نیست. تصور کنید محکومید به انجام کاری که هیچ کس شما رو مجبور به انجامش نکرده! تصور کنید توی یه اتاق تنگ و تاریک گیر افتادید، اتاقی که درش بازه! نشده تا حالا توی زندگی تون؟ دردناکه. از سرِ بی چاره گی ...
اجبار اختیاری
یا اجبار از سر نا چارگی
یا اجبار اجباری
یا شایدم اصلن اجبار نه توهم اجبار
یا بدتر ازون تظاهر به اجبار
یه جورایی تمایل به اجبار
اما انگار هرچی هم باشه در آخر اجباره
یه سوال فرقی هم می کنه آیا
و اینکه خب هیچ گریزی نیست ازش
یا اینکه باز همون پابندی به اجبار اختیاریه و شاید از سر تسلیم به نا چارگی
هیچ گریزگاهی نقطه

 +الودگی هوا خر است و چشم های ناچار من خرتر نقطه
پاسخ:
اجبار اختیاری
آفرین
نقطه
برداشت من از جمله ای که خوندم گویا اشتباه بوده ، تصورم یه اتاق تنگ و تاریک بود که خودم با اراده خودم توش موندم با اینکه درش بازه و از اینکه دیگران فک میکنن راه خروج رو بلد نیستم نه تنها ناراحت نیستم ، بلکه دقیقا هدفم همینه 
محکوم بودن حس خوبی نیست در هیچ حالی
از سر بیچارگیه دقیقا
اجازه آقا میشه نوشتن بازی؟
پاسخ:
به شرطی که تهش دلمون تنگ نشه که قدیما چه خوب بود، بازی هاش بیشتر کیف می داد، آدماش بیشتر صفا داشتن، ته همه گریه هاش خنده بود ... به شرطی که آه نکشیم و نگیم دیگه هیچچچی مثل سابق نمیشه ... به شرطی که خیره نشیم گوشه ی کیبورد، با لبخند کج ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی