دیر و دور

بزنم یا نزنم؟ ها؟ بزنم یا نزنم؟

دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۳۹ ق.ظ

دلم لک زده برای راه انداختنِ یک مجله ی اینترنتی. یک نشریه. یک رسانه ی مکتوب. آخ ... خاصیت شب همین است. تو را می اندازد توی یک دنیای اثیری. خاصه وقتی هوایِ بیرونِ پنجره بارانی باشد. خاصه وقتی سرما هم خورده باشی. حالا چه کنم؟ به دلم حالی کنم که خیال نبافد یا کمر همت ببندم به راه انداختنِ یک دورِ همی؟ تحریریه ببندیم و طراحی کنیم و بفروشیم و ذوق کنیم ...

  • رضا پیران

نظرات (۱۳)

آقا شما که امکانش رو داری بزن. چرا نزنی؟ رفقا رو دور هم جمع کن اجازه بده چهار نفرم که استعداد دارن و جایی نیست کار یاد بگیرن بیان کنار دست شما و دوستان و استفاده ببرن. فقط الکترونیکشم اینجا بزار ما هم که دستمون نمی رسه ببینیم.

با یه نشریه فرهنگی خوب در اوردن، هم کیف دنیا رو می کنه آدم هم می تونه کمکی به آخرت خودش بکنه اگر مخلصانه باشه به واقع

حتما انجام بده این کار رو.

پاسخ:
این چه کنم چه کنم راه انداختن من مصداق چاره جویی و پیدا کردن راه حل نیست، شاید برای اینه که یکی بزنه رو شونه م و بگه: بزن بریم، تا تهش هستم ...
به هیچ وجه این حماقتو نکن. به هیچ وحه..
پاسخ:
محمدمهدی من رو نگاه کن. به نظرت می تونم حماقت نکنم؟
  • طاها رحمانی
  • سلام.
    خب...
    جلسه ی اول تحریریه کیه؟ 
    چندشنبه ها خروجی بگیریم؟ 
    هفته نامه خوبه دیگه! 
    بسم الله،ما هستیم خلاصه
    پاسخ:
    طاهای دیوانه ی همیشه دیوانه :) پیرتر از اون شده م که بدون سبک سنگین کردن و مطمئن شدن از گرمی پشتم، بی گدار به آب بزنم ... گرچه هوسی هست ...
    علیکم و رحمت الله
  • ...:: بخاری ::...
  • آخ از این شبا. انگار صبا مال این شبا نیس
    پاسخ:
    دقیقا
  • سی متری سینما سعدی, بین ذوالانوار و مشیر نو
  • آقا اجازه
    سلام
    آقا اجازه اگه نوشتن بازی بود مِن باب تملق می گفدم " بزنی یا نزنی بر سر ما تاج سری"
    اما آقا اجازه ما کار نداریم نشریه مجله هفته نامه دورِِهمی یا هرچی اصآ کانال تلویزیونی هم زدید رییس رسانه ملی هم شدید لدفآ فقد این آدرس بالا را نگه دارید همینجوری ک توی عکس هسد ینی هنوز هسد آیا
    قبل از سعدیه و خیابون باغ فردوس و حافظیه گَردی یک عالم نقشه کشیده ام برای جرعه جرعه کتاب نوشی توی کافه ی دنج
    هییییییییییی
    کمی شیرازم آرزوست...
    پاسخ:
    دیگه نیست ... گفته بودم که، زندگی رفته بودناش بیشتر از اومدناشه
    رضا پیران قرار نیست بی خیال نشریه بشه؟

    یا سال 88 با نشریه هیأت مصباح... یادته رضا؟ شروع آشنایی مون
    یا حالا با نشریه اینترنتی

    حرف مرد یکیه!
    پاسخ:
    حرف مرد دو تاست مومن. یادته؟ خودت می گفتی. می خندیدی می گفتی به قول امام، حرف مرد دو تاست. یادته؟ رفتیم توی پارک. نشستیم رو چمنا. گفتم پس مهدی حمیدی شمایی. شعرت رو حفظ بودم. دلال خوش خیال / بی اندکی مجال / دلال خوش زبان / یکریز و بی امان / این باغ بهتر است / از آن یکی سر است / اصلا بگویمت / یک چیز دیگر است / اصلا طلای ناب / باب بخور بخواب / قیمت؟ مناسب است / اول اوکی بده / تا بعد / تا حساب / شاعر شکسته گفت: / باغ شما برای غزل وسعتش کم است ... هنوزم حفظم. حیاطی، حوضکی، آب زلالی / دو ماهی، چند گلدان سفالی / صدای چک چک نمناک باران / چه رویایی ... عجب خواب و خیالی ... پنج حرف است / جدول حل کردن می خواهد / حوصله / آه / جدول حل کردن هم حوصله می خواهد ... یادته مهدی؟ یادت رفته از بس نبودیم ...
    ماشالله حافظه!
  • سفیدِ سیاه
  • آقا اجازه ینی ته همه اش رفتنه؟
    :((
    ینی همیشه از بعد سبز شدن تارهای سفید رفتنا بیشتر از اومدنه؟
    خب اجازه آقا میگما نمیشه رنگشون کنیم که نفهمن سفید شدن؟
  • واقعیت سوسک زده
  • یادم می آید یک وقتی میخواستید این کار را بکنید و ما هم امدیم و اظهار امادگی کردیم و هی منتظر ماندیم و هی منتظر ماندیم و هیچ اتفافی نیفتاد یا شاید افتاد ولی ما خبر دار نشدیم 
    و البته سلام :)
    پاسخ:
    و علیکم
    بله. می خواستم. نشد اون موقع. حالا هم نمی دونم چقدر توانش باشه اما قصدم جدی تره

    بسم الله
    سلام الله علیک
    یادمه قرار بود یه موقعی این کار و شروع کنید و خبری نشد ، خوشحالم که الان جدی تر دارید بهش فکر میکنید 
    من میتونم قول بعدم همه شماره ها رو داغ داغ اگه اینجا بزارید بخونم و نظر بدم ، فقط همین . شرمنده برادر وسع ما کمه
    در مراحل ابتدایی هم میتونم دعا کنم قصدتون تبدیل بشه به عمل و فعلیت پیدا کنه به مدد حضرات معصومین که ان شاء الله امداد رسانی کنن نیت خیرتون رو 
    پاسخ:
    و علیکم برادر
    چند تا کار دیگه هم ازتون برمیاد. یک اینکه احتمالا نشریه ها رایگان نیست پس خریدش هم ازتون برمیاد. دو اینکه احتمالا توزیعمون در شروع انتشار ضعیفه پس توی توزیع هم می تونید کمک کنید. سه هم اینکه ... سه دیگه فعلا همون دعا و طلب خیر
    سلام و وقت به خیر.

    منم مثل چند تا از بچه ها همین حرف رو میخواستم بگم که یادمونه یک ماجرایی بود و گفتیم یا علی و تهشو ندیدیم.
    موفق باشید به امید و لطف خداوند و مصمم تر و کار درست تر از قبل، تصمیمی رو عملی کنید ان شاء الله.
    پاسخ:
     و علیکم. ان شاالله
    کاری از ما برمیاد رو ما هم حساب کنید
    پاسخ:
    برمیاد :) حتما

    من هم اگر کمکی بشه انجام داد هستم :)

    پاسخ:
    ان شاالله

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی