دیر و دور

چراهای بعد از ساعتِ یکِ شب

يكشنبه, ۲۲ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۱۱ ق.ظ

چرا دیدنِ یک فیلمِ مزخرف، شنیدنِ یک موسیقی بی خود، رفتن به گالری یک نقاشِ چِرت، ایستادن پهلو به پهلوی یک روشنفکرِ بی هویتِ بی مایه و فرو دادنِ دودِ سیگارِ کنتِ پاورش و شنیدن اراجیفی که به هم می بافد برای من به اندازه ی خواندنِ یک کتابِ ضعیف و سخیف، سخت، آزار دهنده، حال بهم زن، عصبانی کننده و ناامید شونده نیست؟!

  • رضا پیران

نظرات (۲)

چه کتابی؟
پاسخ:
پنجره چوبی | فهیمه پرورش | کتابستان
سلام. .... من نام یکی از پست های خودم رو سرچ کردم به نام (دور دیر)و وبلاگ شما اومد با نام دیر و دور...برام جالب شد و اومدم...
آخ ک چقدر سخته کار طراحی کسی زیر دستت باشه...من ک تا تحویل ندم بار سنگینی رو روی دوشم حس می کنم...
حالتون قشنگ...

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی