دیر و دور

یادداشت های یک رضای پیران

سه شنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۲:۴۸ ق.ظ
خودم هم نفهمیدم چی شد که یک کانال تلگرام ساختم به این آدرس:
https://t.me/dirodoor

نقلی ست. از این خانه استیجاره ای ها که بوی نفتالین می دهد. احتمالا بساط چای و قلیانش هم به راه است. اهل دود و چاییِ چشم خروسی اگر هستید قدم رنجه کنید. هر چی ندارد، صفا که دارد :)
  • رضا پیران

نظرات (۳)

دیروز و پریروز هم که خودم در همین فکر بودم، یک هو به خودم گفتم رضای پیران هنوز وبلاگ می‌نویسه؛ تلگرام حیف کردنه!
چرا آخه!؟
  • آنارم (این روزها...)
  • با من شدین بیست تا :)
    پاسخ:
    بیست تا نه، بیست تاااااااااا :)
    کانالای تلگرام که باز شدن وبلاگا از رونق افتادن انگاری. مثل خونه قدیمی کلنگیای پایین شهر وقتی کار و بار صاحبشون بگیره و پولی به جیب بزنه، بفروشه بره بالا شهر طبقه هفتادم برج فلان یه خونه لوکس بخره، همه یهو از وبلاگا رفتن تلگرام. 
    دارم شعر میگم حالا این همه رو نمیدونم چرا :))  ولی خیلی خوب مینویسید. کاش وبلاگو ول نکنین برین بالا شهر :)
    پاسخ:
    نه کار و بارم گرفته، نه دلم رضا به زندگی توی سردخونه های بالای شهره ... با اینکه همیشه گرفتار شهر بوده م اما دلم دهاتیه. هنوز هم وبلاگ برام اون خونه ی امن و آرامشه. اونجایی که هر موقع برگردی بهش می گی هیچ جا خونه ی خودِ آدم نمی شه. بگذریم از اینکه ما محکومیم. به زندگی، به ترک کردن دوست داشتنی ها، به کشیدن بار امانت خدا ... همینه که سرگردونم. در رفت و آمدم، دلبسته م به صورت، به ماده، به فرم، گریزان از فرم های جدید، از تکنولوژی های به روز ... 

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی