دیر و دور

به علی خسته شدیم

دوشنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۶، ۰۸:۴۸ ق.ظ

خیلی فحش داریم آقا. از خودی و بی خودی شکاریم. کجا بدیم این همه فحش را؟ روی دیوار کی اسپری کنیم لعنت بر پدر و مادر کسی که دزد است، بی شرف است، مسئولیت ندارد، خائن است، وطن فروش است ... پیچ رادیو را که باز می کنیم شروع می شود آقا. سوت می کشد. غیرت داریم. مثل ناموسمان است. سگ صفت ها افتاده اند به جانش. هر کی یک گوشه اش را گرفته‌ ... تا خبر رادیو تمام بشود ما صد بار سرمان را کوبیده ایم به دیوار. افاقه نمی کند آقا، باز سوت می کشد. ننه م نگران شده. هی گریه می کند. مشت می زند توی سینه ش، نفرین می کند این بی پدر ها را. می گوید بچه م از دستم رفت، بچه تان از دستتان برود. اصلش که ربطی به تخم ترکه شان ندارد اما مادر است آقا، سلطان غم، گناه پدر را پای پسر می نویسد. حق دارد. ما زیر تیغ آفتاب نشسته ایم و پوستمان کنده می شود. اگر مرد است او هم از زیر سایه ی پدرش بیاید این طرف کنار ما پوست بترکاند... قرص نمیخوریم آقا. آمپول ندارد سریع خلاص شویم؟

  • رضا پیران

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی