دیر و دور

به تاخت!

شنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۴۹ ب.ظ

حالی اگر داشتید اینجا هم نفسی بکشید. یکی از رفقاست. هم خودش هم اخویش دست به قلم و خوش نویسند! من که همیشه ذوق مرگ می شدم از ظرافت کلام و نگاهشان. خیال نوشتن توی این مجازی بی در و پیکر اما تازه به سرشان زده. همیشه منتظر چنین روزی بودم. خوش آمد می گویم به عزیز دلم سید علی آقایِ ... می گوید اسم فامیل بازی می کنی مومن؟ می گویم خب چه عیب دارد؟ می گوید بی خیال فامیل شو، فامیل ما بنی حوّاست...

من عادت به تعریف بی خود ندارم. تعریفی ست ولی اینجا:

davidan.blogfa.com

  • رضا پیران

نظرات (۴)

شوخی می کنم باهاش می گویم آسید علی آقا : یورتمه هم خوب بود....
به من می گفت داداشش به تر از خودش می نویسد...حالا منتظریم ببینیم این آسید محمد چه می کند؟!
ممنون از معرفی وب.
حتما تو لیست وبای خوب بلاگفام قرارش میدم.
سلام.
انتظار پاسخ به این کامنت رو ندارم. اما انتظار رساندن ِ این کامنت به صاحبش را دارم.
لطفا به آقای بنی حوا بگوئید خیلی ، خیلی ، خیلی منتظر بودیم باز هم بنویسد.
گشتیم، سید علی بنی حوا را توی صفحات ِ مجازی ِ مختلف سرچ کردیم.
نبود. معلوم بود فامیل ِ خودش نیست. معلوم بود فامیل ِ ساختگی ست. 


بگوئید بنویسد لطفا ! 
جماعتی را تازه کرده بود با " آموزش ِ به سادگی تازه زیستن. تازه شدن "
بگوئید هنوز توی قصه ی مریم و هانیه و ذکر ِ همیشه ی سید محمد ، که سیدعلی می گفت راز ِ تازگی  اتاق سید محمد است ، مانده ایم ! 






اقلا پائیز که می شود ، شما هایی که بلدید خوب بنویسید ، برای آن هایی که می خواهند بخوانند و منتظرند بخوانند ،  بنویسید خب ! 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی