دیر و دور

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «جلوی آینه قدی اتاق» ثبت شده است

با کمال تأسف باید بگم که واقعیت داره

جمعه, ۱۶ اسفند ۱۳۹۸، ۰۳:۲۴ ق.ظ

ببین پسرجان، تو بزرگ شدی. یادت می آید بهت می گفتند باید بزرگ بشی که بفهمی، منظورشان همین حول و حوالی بوده. حالا که پیمانه ی سی سالگی را هم تا ته سر کشیدی وقتش رسیده که با هم رو راست باشیم. وقتش رسیده تمام قامت، بدون اینکه ضربان قلبت خیلی بالا برود، بدون اینکه دست و پایت بلرزد و آب دهانت را نتوانی قورت بدهی بایستی روبروی حل نشدنی های زندگی ات. یا بپذیری شان و به خودت بیایی یا بروی گم شی از اینکه هنوز هم بچه ای. گریه زاری، قهر کردن، لوس بازی، مشغول اسباب بازی شدن، استعمال دخانیات و فرار کردن هم ممنوع. به من نگاه کن، می خوام چند کلمه مردانه باهات حرف بزنم. تو داری پیر میشوی. زمان دارد با سرعت می گذرد و تو و همه ی کسانی که دوستشان داری پیمانه شان دارد تمام می شود. می فهمی؟ داری می میری احمق. 

دو هفته پیش انگشتِ کوچکِ پایِ راستم شکست و پایم تا یک وجب بالای مچ رفت توی گچ، تا من یاد بگیرم:
1- سلامتی امانت خداست، باید امانت دار بود.

2- گاهی برای خدا باید نشست و پای راست را انداخت روی پای چپ و کمپوت آناناس نوش جان کرد تا استخوان ها زودتر جوش بخورند.

3- نشستن و هیچ کاری نکردن سخت ترین کار دنیاست!

پی نوشت:

1- حضرت حق! شکرت برای انگشت کوچک پاهایم، برای انگشت کوچک دست هایم، برای ناخن هایم، برای بزاق دهانم، برای دندان های هفت و هشت، برای لاله ی گوشم، برای مژه ی چشمم ... حضرت حق! شکرت برای نعمت های بزرگی که منِ کوچک، کوچک می بینمشان.

2- دو هفته ی دیگر هدیه ی خدا به بنده ی کمترینش بود برای مرور خودش، برای مرور درس هایی که باید بگیرد و احتمالا نگرفته. امروز، بعد از دو هفته، سر خوشِ خیالِ رها شدنِ بند از پایم، رفتم پیش پزشک و عکس را نشان دادم و جناب فرمودند پنجاه درصد بیشتر جوش نخورده و برو تا دو هفته ی دیگر!

3- اللهم اشف کل مریض علی الخصوص مریض مورد نظر، که انگشت شکسته ی پای راستش، کوچک ترین، بی ارزش ترین و ساده ترین مرض اوست!


نقطه

دوشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۱:۴۷ ب.ظ

وقتی خوب بودن این همه راحته چرا خوب نیستی لعنتی؟!