دیر و دور

طبقه بندی موضوعی

۸ مطلب در مرداد ۱۳۹۹ ثبت شده است

.

پنجشنبه, ۳۰ مرداد ۱۳۹۹، ۰۲:۵۰ ق.ظ

رو کرد سمتم و گفت همین بود؛ تمام زندگی‌ات در بیست سال آینده. آب دهانم را قورت دادم. عرق از پیشانیم چکید توی چشمم و تا مغز سرم را سوزاند اما جرأت پلک زدن نداشتم. گفتم نه، نمی‌خوام، نمی‌خوام زندگیش کنم. لبخند زد. انگشتش را روبه‌روی من تکان داد و گفت نچ نچ نچ، نمی‌شه، مجبوری! بشکن که زد توی خانه بودم. همه چیز را فراموش کرده بودم. گوشی موبایلم را دودستی گرفته بودم و داشتم از شکلک‌های یک عروسک بنفش می‌خندیدم. 

.

دوشنبه, ۲۷ مرداد ۱۳۹۹، ۰۴:۴۶ ب.ظ

من، دوست داشتنِ توام!

رنج از چه می‌بری؟

شنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ۰۱:۵۳ ق.ظ

من به طرز نگران‌کننده‌ای توی تمام کارهایم معمولی‌ام.

.

سه شنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۹، ۰۳:۲۴ ب.ظ

دست کردم توی جیبم. صدات را درآوردم که هنوز خیس بود و هی می‌گفت دوستت دارم.

فقیر و خسته به درگاهت آمدم. رحمی!

سه شنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۹، ۰۱:۱۹ ب.ظ

دیدی آدم‌ها وقتِ خیلی پیری بعضی رفتارهایشان چقدر شبیه بچه‌ها می‌شود؟ آدم‌های خیلی فقیر و آدم‌های خیلی عاشق هم همین‌طور. 

.

سه شنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۹، ۱۲:۵۴ ب.ظ

یه دستم به جام باده بود و یه دستم به زلف یار، این شد که چاره ای نبود، با کله رفتم توی دیوار! 

.

شنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۹، ۱۲:۲۷ ق.ظ

بالاخره پیدایت می‌کنم و حقت را کف دستم می‌گذارم!

بهر نبردی بی‌امان، آماده باش، آماده باش!

شنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۹، ۱۲:۰۹ ق.ظ

یک روز هم تمام کلماتی که تایپ کردم اما سند نکردم زنده می‌شوند و انتقامم را ازت می‌گیرند.